الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
661
علل الشرايع ( فارسي )
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : هر كس اين سبزى را خورد به مسجد نرود و نفرمودند كه حرام است . باب دويست و نود و ششم سر ناميده شدن تبّع به تبّع حديث ( 1 ) ابو الحسن محمّد بن عمرو بن على بن عبد الله بصرى از ابو عبد الله محمّد بن عبد الله بن احمد بن جبلة الواعظ ، از ابو القاسم عبد الله بن احمد بن عامر طايى از پدرش ، از حضرت على بن موسى الرّضا ، از پدر بزرگوارش ، از پدران گراميش عليهم السّلام فرمودند : از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام پرسيدند : چرا به تبّع ، تبّع گفتهاند ؟ حضرت فرمودند : زيرا وى غلامى كاتب بود و براى سلطانى كه پيش از وى سلطنت مىكرد كتابت مىنمود و هر گاه به نوشتن مكتوبى آغاز مىكرد ابتداء مىنوشت : بسم الله الذى خلق ضحّا و ريحا ( به نام خداوندى كه آفريد آنچه را كه خورشيد بر آن مىتابد و باد بر آن مىوزد ) سلطان گفت : بنويس ولى ابتداء كن به اسم سلطان رعد ( نام همان سلطان بود ) غلام گفت : ابتداء نمىكنم مگر به نام پروردگارم ، پس از آن به خواسته تو توجه مىنمايم ، حق تعالى از او تشكَّر نمود و ملك و پادشاهى آن سلطان را به غلام داد و مردم متابعتش را نمودند از اين رو به نام « تبّع » معروف گشت . باب دويست و نود و هفتم سرّ اين كه فرار و گريختن از وباء منهى مىباشد حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رحمة الله عليه ، از على بن الحسين سعدآبادى ، از احمد بن ابى عبد الله از ابن محبوب ، از عاصم بن حميد ، از على بن مغيره نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك حضرت ابى عبد الله عليه السّلام عرض كردم : مردم در شهر بوده و مرگ در بينشان واقع مىشود مثل اين كه مرض وباء در بين ايشان شايع مىگردد و آنها را از پاى در مىآورد آيا مىتوانند از آن شهر گريخته و جاى ديگر بروند ؟